محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

989

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

قوى كرداند و بلغم دفع كند و بوى دهان را نيكو كرداند و آب رفتن از دهان باز دارد و بادها بشكند و ريك مثانه پاك كرداند صنعت آن تخم كرفس تخم كزر تخم شلغم تخم شبت مغز تخم خربزه نانخواه رازيانه بيخ كرفس مغز تخم خيار مغز تخم بادرنك مغز حب القلقل مغز حبّ الزلم مغز نارجيل تازه مقشر مغز چلغوزه از هريك پنج مثقال بسباسه قرنفل فلفلمويه كبابهء چينى عاقرقرحا زنجبيل تخم پياز تخم جرجير حبّ الرشاد بزر ابخره تخم كندنا خولنجان مصرى جوزبوا تخم اسپست دارفلفل كل قرفه از هريك سه درم قرفة الطيب زعفران كندر عود هندى مصطكى شقاقل مصرى از هريك چهار درم تخم هليون بوزيدان بهمن سرخ بهمن سفيد لسان العصافير از هريك پنج درم بصل عنصل مشوى يك درم خصية الثعلب مصرى قضيب كاو خشك كرده سوهان نموده مغز سر كنجشك نر خشك كرده حسك مربا كش خرما از هريك دو مثقال عنبر اشهب دو مثقال مشك تبتى خالص نيم مثقال قند سفيد به وزن مجموع ادويه عسل منزوع الرّغوه دو وزن مجموع ادويه بطريق مقرّر مرتّب نمايند شربتى از براى كرم‌مزاجان دو مثقال با دو استار شير كاو تازه‌دوشيده و ده درم قند سفيد در عقب آن و سرد مزاجان را پنج درم با يك كاسه ماء العسل تناول نمايند زرعونى ديكر نهايت مقوى باه است و نعوظ اورد و دل و دماغ و جكر را قوت دهد صنعت آن تخم كرفس تخم پياز تخم جزر تخم اسپست رازيانه مغز تخم خربزه مغز تخم خيارين پوست بيخ كرفس از هريك پنج مثقال بسباسه قرنفل پودنه كوهى كبابهء چينى عاقرقرحا از هريك سه درم قرفه زعفران كندر مصطكى رومى عود قمارى از هريك چهار درم تخم هليون شقاقل مصرى بوزيدان بهمن سفيد بهمن سرخ لسان العصافير تودرى زرد تودرى سفيد تودرى سرخ از هريك پنج درم زنجبيل تخم شلغم تخم جرجير تخم تره تيزك تخم پياز حبّ الرّشاد تخم كندنا كرسنه خولنجان جوزبوا تخم خرفه مقشر دارفلفل از هريك سه درم پياز عنصل مشوى يك درم و نيم نارمشك حب القلقل مغز حب الزلم مغز چلغوزه مغز نارجيل از هريك پنج مثقال خصية الثعلب مصرى قضيب كاو سوده مغز سر كنجشك نر كه در وقت هيجان كرفته خشك كرده باشند حسك مربا كش خرما از هريك ده مثقال عنبر اشهب دو درم مشك خالص يك درم مجموع را كوفته و بيخته بعسل مصفّى و فانيذ سنجرى از هريك به وزن يك و نيم مجموع ادويه بقوام آورده باشند بسرشند شربتى دو درم كرم مزاج پيش از آنكه اين معجون تناول نمايد ده درم شكر سفيد با يك كاسه شير كاو تازه دوشيده بياشامد و سرد مزاج اول معجون را تناول كند و بعد از آن ماء العسل بنوشد [ زرعونى ديگر پشت و گرده و معده را قوت دهد ] زرعونى ديكر پشت و كرده و معده را قوت دهد و بلغم دفع كند و بوى دهان خوش كند و آب از دهان امدن باز دارد و بادها بشكند و ريك از كرده و مثانه پاك كند و منى بيفزايد و شهوت جماع پديد اورد و پشت و كمر را محكم سازد صنعت آن جنطيانا سليخه دارفلفل تخم كرفس از هريك پنج درم عاقرقرحا زعفران مصطكى عود هندى از هريك سه درم بسباسه قرنفل كبابهء چينى از هريك دو درم عنبر اشهب يك درم مشك دانكى عسل سه چندان ادويه معجون سازند [ زرعونى ديگر گرده و پشت و معده را قوت دهد و بلغم را دفع كند ] زرعونى ديكر كرده و پشت و معده را قوت دهد و بلغم را دفع كند و بوى دهان خوش كند و بادها بشكند و مثانه را از ريك پاك سازد و ناكوارى طعام را زايل كند و آب پشت بيفزايد و جكر و كرده و دماغ را پاك كند و قوى كرداند ابقراط كفته هركه در سالى سه روز اين معجون را بخورد به هيچ طبيب محتاج نشود صنعت آن تخم كرفس تخم زردك تخم اسپست نانخواه باديان مغز تخم خربزه مغز تخم خيارين پوست بيخ كرفس از هريك پنج مثقال عاقرقرحا بسباسه قرنفل فلفلمويه كبابهء چينى از هريك سه درم قرفة الطّيب مصطكى رومى عود قمارى خام از هريك دو درم عنبر اشهب يك درم اجزا را كوفته و بيخته با سه چندان ادويه عسل مصفّى سرشته استعمال نمايند شربتى از دو درم تا دو مثقال زرعونى ديكر كه باه را زياده كند و نعوظ تمام اورد صنعت آن تخم هليون تخم پياز تخم كندنا تخم اسپست تخم جرجير حب الرشاد كرسنه حبّة الخضرا لسان العصافير كنجد مقشر تخم تره تيزك مغز چلغوزه از هريك سه درم زنجبيل شقاقل خولنجان مصرى دارفلفل از هريك پنج درم جوز الطيب دارچينى از هريك سه درم بهمن سرخ بهمن سفيد از هريك دو درم سرهء سقنقور خصية الثعلب مصرى ذكر كاو خشك كرده از هريك ده درم مجموع را كوفته و بيخته با سه چند ادويه عسل مصفى معجون سازند شربتى از وى دو درم با مثلث يا با شير تازه دوشيده يا با ماء العسل و اين جوارش معده و جكر را نيز سود دارد زرعونى جهت تقويت اعضاى تناسل مجرّبست صنعت آن مايهء شتر اعرابى خصية الثعلب مصرى خولنجان زرنباد بهمنين از هريك چهار مثقال تودريين از هريك پنج مثقال شقاقل مصرى تخم هليون نخود مقشّر تخم جزر تخم شلغم مغز سر كنجشك نر از هريك سه مثقال لسان العصافير قاقلهء كبار نعناع خشك باقلاى مقشر تخم ترب تخم پياز تخم ابخره تخم اسپست تخم كندنا تخم ترتيزك تخم كرفس مغز تخم خربزه و مغز تخم خيارين مغز پنبه دانه مغز چلغوزه مغز حب القلقل كنجد مقشر تخم خشخاش سفيد دارچينى قرفه مصطكى بسباسه كندر بوزيدان دارفلفل كش خرما عاقرقرحا قرنفل حسك مربا مغز نارجيل مقشر كبابهء چينى تخم كنكر خايهء خروس جنكلى خشك كرده عود هندى غرقى خام جوزبوا كروبا ورق نقره محلول از هريك دو مثقال كثيرا صمغ عربى ورق طلاى محلول از هريك دو مثقال ادويه كوفته و بيخته با سه وزن كل عسل مصفى مقوم بسرشند شربتى از يك درم تا دو درم باب الزّاء المعجمة مع العين المهملة زعفران بفتح زاى معجمه و سكون عين مهمله و فتح فا و راى مهمله و الف و نون بسريانى كركم و جاويّ بتشديد يا و به فارسى كركيماس و بهندى كيسر نامند تارهاى كلى است خشبو و زرد تيره كفته‌اند كه اول كل آن از زمين ميرويد و در هر كلى سه چهار تار مىباشد و باقى زعفران نيست و بعد از آن برك و كياه آن به قدر يك و نيم شبر مىباشد بهترين آن از هر جا كه باشد خواه مازندران و كيلان و اصطهبانات و شام و كشمير و غير اينها آنست كه بروغن زيتون و غير آن چرب نكرده باشند و بسيار خشبو و تند طعم و خوش‌رنك باشد كه چون در دست بكيرند و بفشارند دست را رنكين نمايد و چون اندكى از آن را در آب اندازند بدن و سائيدن و ماليدن باندك زمانى آب را رنكين نمايد و مغشوش بكل معصفر و غير آن مينمايند و فرق ميان خالص و مغشوش آنست كه آب منقوع يا سائيدهء آن خوش رنك و صاف و خشبو است و مغشوش آن تيره‌رنك و كم‌بو در سيّم كرم و در دويّم خشك و شيخ الرئيس و غير آن در دويم كرم و در اول خشك كفته‌اند و اين اصحّ است مفرّح قوى مقوى حواس و مفتح و مغرى و منضج و محلّل و مصلح عفونت خلط بلغمى و مانع و حافظ آن از تغير و فساد و مدر بول و قوت قابضه و تغريه و محرّك باه و مقوى جوهر روح حيوانى و جكر و احشا و آلات تنفس و مورث نشاط و ضحك و منقى كرده و مثانه و بشره و رسانندهء قوت ادويه بقلب و بوئيدن آن جهت برسام و شوصه نافع و منوم و جهة سدهء جكر و سپرز و رسانيدن قوت ادويه باعضا و يك مثقال آن جهت عسر ولادت مجرّب و آشاميدن هر روز ده قيراط آن جهت آلام سپرز و با ميپنحتج جهت خمار و با ادويهء مناسبه جهت درد رحم و مقعده و با عسل جهت ريزانيدن حصاة و ضمادش جهت منع سيلان رطوبات نوازل چشم و تسكين حمره و ورم حار كوش و درد سر بارد و رفع بيخوابى و حمول آن جهت درد رحم و مقعده و اكتحالش جهت جلاى بصر و دمعه و غشاوه و رفع زرقهء چشم عارض از امراض و سلاق